اتاق فرار مهمانسرا

اتاق فرار مهمانسرا

ژانر:
ترسناک
مدت زمان بازی:
100 دقیقه
درجه سختی بازی:
80 درصد
تعداد نفرات:
5 تا 10 نفر
محدودیت سنی بازی: 18+
وضعیت بازی: رزرو اتاق: به زودی
خالق بازی:
Underground
شماره تماس:

09357337148

مکان:
کرج ( خیابان سیزدهم )
آدرس:
کرج، خیابان سیزدهم، فاز2، نرسیده به خیابان رستاخیز، جنب کافه مهتاب. درب مشکی.

معرفی بازی:

“مهمانسرا” از مجموعه “آندرگرند” است که در منطقه خیابان سیزدهم کرج واقع شده است.

سناریو بازی:

آهنگساز و پیانیست مجارستانی با نام “رژو شرش” که بیشتر زندگی خود را در فقر سپری کرده بود. به علت یهودی بودن در اردوگاه کار اجباری توسط نازی ها زندانی شد اما توانست جان سالم به در ببرد. تاثیر جنگ جهانی ، فقر و طرد شدن توسط معشوقه اش باعث خلق اثری   به نام “یکشنبه غم انگیز”شد که صدها نفر با شنیدن آن ادام خودکشی کردند و خود نیز عاقبت در سن ۶۸سالگی خودکشی کرد و خود را از پنجرهٔ اتاقش به بیرون انداخت ولی زنده ماند. سپس خود را در بیمارستان با سیم خفه کرد.
فوریه ۱۹۳۶ اولین بار ماموران پلیس بوداپست هنگام تحقیق روی پرونده خودکشی کفاشی به نام “جوزف کلر” به قدرت این آهنگ پی بردند. آنها متوجه شدند که “جوزف کلر” به جای وصیتنامه یا متنی که دلیل خودکشی اش را توضیح دهد، کاغذی با چند بیت شعر از ترانه ای به جا گذاشت. آنها گمان کردند که این ترانه برای “جوزف کلر”خاطره ای شخصی را تداعی می کرده است. اما بعد از مرگ “جوزف کلر” خودکشی های دیگری در مجارستان اتفاق افتاد که در تمام آنها رد پای “یکشنبه غمگین” وجود داشت. آنهایی که اقدام به خودکشی میکردند، یا شعر این ترانه را به جای وصیتنامه از خود باقی گذاشتند و بعضیها نیز پیش از مرگ به تأثیر این آهنگ بر تصمیمشان به خودکشی اشاره کرده بودند.
خبر رسید که دو نفر در دو شهر مختلف (بدون اینکه از دیگری خبری داشته باشند) از نوازندگان دوره گرد خواسته بودند تا “یکشنبه غمگین” را که حالا مشهور شده بود برایشان بنوازند و سپس خود را کشتند.
روزنامه ها نوشتند که مردی از دسته ارکستر یک کلوپ شبانه میخواهد تا این آهنگ را برایش بزند و سپس جلوی در کلوپ به سر خود شلیک میکند.
ماهیگیران میگفتند که هر چند وقت یک بار، بدن بیجانی را از رود دانوب بالا میکشند که در دستشان کاغذی است که در تکه هایی از کاغذ که در مشت جنازه از آب محفوظ مانده است، ابیاتی از یکشنبه غمگین را پیدا میکنند. تا اینکه روزی ماهیگیران، جنازه دختری ۱۴ ساله را ازعمق رود دانوب بیرون کشیدند که مثل همیشه در مشتش کاغذی پنهان بود. اما اینبار، به خلاف همیشه، اطرافیان دخترک گواهی دادند که او هرگز عاشق نشده است.
چند روز بعد نیز پیرمردی ۸۰ ساله خود را از طبقه هفدهم ساختمانی به پایین پرت کرد. شاهدان آن صحنه گفتند که او موقع پریدن “یکشنبه غمگین” را میخوانده، آنها گفتند که پیرمرد تا لحظه آخر به خواندن ادامه داد و صدایش تنها زمانی قطع شد که مغزش روی زمین متلاشی شد. در میان اخبار راست و دروغی که از تأثیر این نغمه به گوش می رسید، دو حادثه واقعی سر و صدای بیشتری به پا کرد:
اولی که در شهر رم اتفاق افتاد!!!! پسربچه ای با شنیدن آهنگ از نوازندهای دوره گرد، دوچرخه اش را کنار رودخانه پارک کرد؛ کل پولهای خود را به دوره گرد بخشید و خود را از روی پل به آب انداخت و حادثه دوم که در شمال لندن به وقوع پیوست همسایه های وحشت زده ی زنی، از پلیس خواستند تا درخانه او را بشکند و وارد منزلش شود؛ زیرا مدت چند ساعت بوده که صدای آهنگِ خودکشی مجار به طور مداوم از خانه او شنیده می شده است. وقتی پلیسها در را شکستند، با جنازه زنی روبه رو شدند که گرامافون بالای سرش روی وضعیت تکرار مداوم تنظیم شده بود.

اما داستانی که کمتر جایی شنیده شد، داستان “مهمانسرا” بود. زن و شوهر جوانی که عاشقانه هکدیگر را دوست داشتند و صاحب مهمانسرایی در بوداپست بودند. روزی که مرد برای کاری از مهمانسرا خارج شده بود، پیشخدمت با صحنه ای وحشتناک روبرو شد، در حالی که آهنگ “یکشنبه غم انگیز” فضای اتاق را پر کرده بود زن خودش را به دلیل نامشخصی به دار کشیده بود…
پس از آن اتفاق وحشتناک، هیچکس مرد و پیشخدمت را ندید و مهمانسرا برای همیشه متروک ماند…

ویدیو معرفی بازی:

مسیریابی:

نظرات بازیکنان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

فهرست